نو گاه فروش ( منو ) سپیدگاه

 

 

 

 

آگه گاه دست خط 22

از هفته های اول تابستان 1393 در سپیدگاهان 

آگه گاه دست خط 22 
با عنوان تجرید


تجرید و تشبیه
(تنهایی و چیستی)
  تک تکه ی اشتیاق کافیست
شاید یک قطره پرنده
که تجرید را روح و جان بخشد
گر چه استخوانی بیش نیست
اماباران  را خوب می شناسد
همچون پرندگانی که سفرکردند بدون بال  وپر...
و زمین آموخت
که همه چیز زمین نیست
و خاک باباران تبخیر می شود
و عظمت باران به برکت فهم بازیافتن است
دریافتن است....
باشد تاروح ر ا از ابتدا  بنگریم
93331

سخنی با گاه نشینان سپیدگاه:
 سلام و درود و ادب، به پیشگاه هم گاهان گاه نشین گرامی و ارجمند
هیچ کاری کامل و بدون نقص نیست و ما نیز از این قانون خارج نیستیم، این چنین شد که دوست ارجمند و فرهیخته ای در میانه ی اردیبهشت ماه 1393 با تماس داشت و ما را از خطاها و غلط های گاه املایی و دیکته ای در برخی نوشته های کوتاه در آگه گاه دست خط آگاه کرد که این کوتاهی در دقت نگارش را به جان پذیرفتیم. امید که دوستان و هم گاهان گرامی همواره راهنمای ما باشند. با سپاس
پیام آمد:
به زودی در سپیدگاه خردمند و فضایی ترکیب شده با خط شکسته و دیوانی و نستعلیق ایرانی... آثار متعلق به چند صد سال پیش ( اساتید میر عماد ، حسن شاملو، میرزا کوچک ، میرزا حسن اصفهانی و ...) ... فضایی آغشته به ادبیات و شعر پارسی و خط ایرانی //// همواره در دسترس همگاهی با سپیدگاه با ما همراه باشید:09216320870 دوستان و هم گاهان گرامی می توانید از این پس نسخه ی کوچکی از دست خط را نیز در گوشی همراه خود داشته باشید //// همراهی و همکاری سپیدگاه با سایت هم هنر و دعوت از دوستان برای حضور و بازدید از سایت ////   تغییراتی چند در فضای دیداری سپیدگاه بعد از ماه مبارک رمضان //// گاه نشین سپیدگاه در ماه رمضان، زمان افطار در خدمت شما خواهد بود.

کلید نوشته ها:
Azam Qanbari 
همه‌ کارهایم مانده
ولی
فرسوده
خسته
خسته
خسته
و بارها خسته‌تر
به‌زحمت بیدارشدم از تیمار پیکر نیمه‌جان روح
خونین و مالین
جراحت خورده از تیغ تیز اتاق تشریح دانای کل در معیّت دانایان جزء
به‌ سختی چشم بازکردم
یک پیام !
نمیدانم چرا !
"ساحل دلت را به خدا بسپار... خودش قشنگ‌ترین قایق را برایت می‌فرستد"
‏مارس 26‏، ساعت ‏13:41‏  

+ کلید نوشته های دیگران که در مورد عنوان تجرید و شناختی کوتاه از این واژه...

 

 

 

 

 

آگه گاه دست خط 21



آگه گاه دست خط 21 
روی آن

با عنوان کلاه فکر

خلأ پر

آنقدر فکر می کنند که هجو درو می کنند.
آنها پر هستند از خلأ ای که متفکرانه پوچ و تهی ست.
آنها همان ها هستند که فکر می کنند متفکر هستند.
آنها دریافت هایشان را از اصطلاحات و واژگان بزرگ همچون بادکنک باد می کنند.
آنقدر باد می کنند که می ترکند و مراسم به خاک سپاری آنها پر از بادکنک های دیگر است....
این تراژدی عصر بادکنک های بزرگ است
که لاشه ی ترکیده ی آنها در حراج های بزرگ قرن به فروش می رسد،
حراجی ای که کمترین خرج آن به اندازه ی فوت میلیاردها انسان رنج کشیده از تنفس سالم است.
92125
asgharkhoshkholgh.blogfa.com

سخنی با گاه نشینان سپیدگاه: سلام و درود و ادب، به پیشگاه هم گاهان گاه نشین گرامی و ارجمند
یک دهه گذشت، تابستان سال 1383و اینک 1393 ...از آن روزها که سپیدو سیاه را بنا گذاشتیم روزهایی سخت و سنگین و گاه زیبا و ارزشمند را پشت سر گذاشتیم، شاید از آن روزها فقط برخی از دوستان و هم گاهان قدیمی باز مانده اند...برخی دیگر در بین ما نیستند و به ابد پیوستند و برخی 10 سال پیر تر شدند، برخی به آن سوی مرزها رفتند، برخی ازدواج کردند و برخی به سربازی رفتند و آمدند و برخی به آرزوی داشتن فرزند رسیدند ، و هنوز برخی این خاطره ها را می نویسند و به ما خبر گذر ایام را گوشزد می کنند. ما ده سال پیرترشدیم و اکنون هم گاهانی داریم که بسیاری از آنها را تازه می شناسیم.
سال 1393 و بهار را بیشتر از تبریک و خجسته خواندن آن برای شما هم گاهان، سال زیبایی یِ اندیشه و مهربانی آرزومندیم و از پروردگار جهانیان خیر و برکت توام با معرفت و انسانیت خواستاریم.

پیام آمد:

یادگاری گاه نشین سپیدگاه :فراموش نکنید روزشمار 1393 را همراه با آگه گاه دست خط 21 دریافت کنید //// در سال آتی به انتظار تغییراتی چند، در سپیدگاهان باشید، بهبودی و تلاش برای زیبایی.

کلید نوشته ها:

Sho'leh Rezazadeh 
پاهایم
به ساقه ی سرد خاطره بسته است
دست هایم درهوس پرواز
و تو
آسمان را با خود می بری...
چهارشنبه 7 اسفند/ فوریه 26 و ساعت 14:43

Maryam Zenuzi 
گفتم : تو بگی بمیر میمیرما. گفت : بمیر ! داستان الکی الکی نبود , داستان امتحان جرعت من نبود داستان سنجش عشق من نبود حتی , داستان واقعی بود. گقتم فکر کن ... خندید , به من و داستان مرگم . دستور مرگ من و صادر کرد خودش هم باورش نمی شد . یک نفر مرد تا اون گفت بمیر ! بخند من راضی ام به خنده ات حتی به مرگ خودم .
چهارشنبه 7 اسفند/ فوریه 27 و ساعت 13:36 

سعید قاسمی( بی قرار ) 
آنکه می نماید شمع جمعی خموش 
کی دهد بر ناله ی پروانه گوش 
در تاریخ چهارشنبه 7 اسفند فوریه 26 و ساعت 19

دست خط دیگران:

نوروز سامانه‌اي از باورها و اسطوره‌ها
گفتگوي حسين کرماني با مير جلال الدين کزازي
استاد دکتر کزازي به پارسي روان سخن مي‌گويد. اين‌گونه شيرين بياني در هم‌سخن او نيز تاثير مي‌گذارد و بعد از چند لحظه مي‌بيني که تو هم مي‌ خواهي مانند او سخن بگويي.دکتر کزازي تازه از کلا‌س بيرون آمده‌بود و هنوز دانشجويان دوره دکتري زبان و ادبيات پارسي رهايش نمي‌کردند. از سوي ديگر بايد پس از اين گفت‌وگو به جايي ديگر مي‌رفت. هرچند گفت‌وگو کوتاه بود، اما او روان و ساده درباره خاستگاه و نمادهاي نوروز سخن گفت.
نخستين پرسش؛ خاستگاه نوروز کجاست و چيست؟
نوروز يکي از کهن‌ترين جشن‌هاي ايراني است. به‌درستي و بي‌چندوچون، نمي‌توان خاستگاه نوروز را نشان‌داد. در ديگر فرهنگ‌ها و کشور‌ها، ما به جشن‌ها و آيين‌هايي باز مي‌خوريم که با نوروز، سنجيدني‌اند و همانندي‌هايي دارند. براي نمونه، جشن آغاز سال نزد بابليان و آشوريان کهن ، پيوند‌هايي با نوروز ما مي‌تواند داشت. اما آن‌چه هيچ گماني در آن نيست، اين‌است که نوروز از روزگاران باستان در ايران جشن گرفته مي‌شده است. حتي اين‌انگاره هست که شهرياران هخامنشي، شهر شگفت و رازآلود تخت جمشيد را از آن‌روي ساخته و برافراخته بوده‌اند؛ که جشن و آيين نوروزي در آن برگزار بشود اما از سويي ديگر، آن‌چه ما امروز چونان جشن و آيين‌نوروزي مي‌شناسيم و بزرگ مي‌داريم، آميزه‌اي از چند سامانه‌ي گونه‌گون باورشناختي است، به سخن ديگر،چندين جشن و آيين با‌هم در‌آميخته‌اند و از آن‌ميان جشن و آيين نوروز پديد آمده است. پاره‌اي از اين جشن‌ها، جشن‌هاي اسطوره‌اي بوده‌است؛ رخدادي که از جهان اسطوره‌ها باز مي‌گردد؛ پاره‌اي از آن جشن‌ها آييني و باورشناختي بوده‌است، پاره‌اي ديگر جشن‌هاي کيهاني و گاه‌شمارانه است. هرکدام از اين جشن‌ها، نمودي و نشاني در جشن و آيين نوروز برجاي نهاده است. ‌ ‌
نوروز يکي از کهن‌ترين جشن‌هاي ايراني است. به‌درستي و بي‌چندوچون،نمي‌توان خاستگاه نوروز را نشان‌داد.
به چند جشن باستاني که از هم‌پيوندي آن‌ها نوروز پديد آمده‌است اشاره مي‌کنيد؟
براي نمونه، شش جشن بزرگ آييني در ايران باستان برپاي داشته مي‌شده‌است که آن‌ها را "گاهان‌بار" مي‌گفته‌اند. جشن‌هايي که در پيوند بوده‌است با دگرگوني‌هاي گيتي و رفتارهايي که در پيوند است با اين دگرگوني‌ها. سرشت اين جشن‌ها به‌گونه‌اي است که بيش‌تر گوياي شيوه‌ي کشاورزانه و دام‌پرورانه است در زيست. يکي از اين گاهان‌بارها که ششمين و فرجامين آن‌ها هم هست "هَمَسپَتمَدَم " نام داشته‌است . پاره‌اي از ويژگي‌ها و رسم و راه‌هاي نوروزي باز مي‌گردد به اين گاهان‌بار و جشن باستاني. يا اگر بخواهيم نمونه‌اي از جشن‌هاي اسطوره‌اي به‌دست بدهيم که براي بسياري از ايرانيان نيز آشنا است، مي‌توانيم از رخدادي نمادين و اسطوره‌اي ياد‌کنيم که در روزگار جمشيد روي‌داده است، آن رخداد اين است که تختي شگفت براي اين شهريار نمادين پيشدادي مي‌سازند، جمشيد بر اين تخت مي‌نشيند و ديوان آن‌را بر مي‌گيرند و به آسمان مي‌برند. اين رخداد در چشم ايرانيان، آن‌چنان گرامي و گران‌مايه بوده است که آن‌روز را جشن مي‌گيرند. ‌ ‌
" مر آن روز را روز نو خوانده‌اند به جمشيد بر، گوهر افشاندند"
نمونه‌اي ديگر از جشن‌هاي اثرگذار در نوروز که سرشتي کيهاني دارد، جشن بهار است؛ يعني جشن آغاز سال نو، خورشيد همواره نزد ايرانيان گرامي و ستوده بوده‌است. از اين‌روي چون نخستين روز بهار همراه است با ترازمندي بهاري، بدين معنا که: ‌ ‌
در نخستين‌روز از فروردين‌ماه، روز و شب يک‌سان و هم‌تراز مي‌شوند تا آن‌زمان چيرگي و افزوني با شب بوده است. شب در نمادشناسي ايراني پديده‌اي است گجسته و اهريمني. ايرانيان از تاريکي همواره گريزان بوده‌اند و هستند و پيوسته روشنايي را گرامي مي‌داشته‌اند و بدان درود مي‌گفته‌اند. از اين‌روي هم‌ترازي روز و شب يا روشنايي و تيرگي، در چشم ايرانيان رخدادي کيهاني اما بسيار خجسته بوده است. چون از آن‌پس، روز چيرگي و فزوني مي‌گيرد و شب فرو مي‌شکند وفرو مي‌کاهد تا مي‌رسيم به ترازمندي خزاني. از آن‌زمان، ديگربار روز و شب يک‌سان مي‌شوند، اما کار به‌زيان روز و به‌سود شب پي‌گرفته مي‌شود؛ روزگار اهريمني، بي‌شگون، زيان‌بار و روزگار تاريکي و سرما آغاز مي‌گردد. جشن نوروز آميزه‌اي از اين جشن‌هاي گونه‌گون است. يا جشني ديگر، آييني، که در نوروز اثر نهاده‌است جشن فروردين‌گان يا جشن بزرگداشت فروهر درگذشتگان، از مينو به‌گيتي و به‌ديدار آنان مي‌آيد. از اين‌روي خواني مي‌گسترده‌اند براي ميهمانان شگرف مينوي به همان‌سان که همه‌ي ما ايرانيان هنگامي که ميهماني را گرامي داريم، او را پذيرا مي‌شويم. هنجارها و رسم و راه‌هايي هست که آن‌ها را مي‌ورزيم، به کار مي‌گيريم، ايرانيان در پذيرايي از اين ميهمانان هم آن رفتارها و آن هنجارها را به‌کار مي‌گرفته‌اند. براي نمونه، خانه‌ها را مي‌رُفته‌اند، جامه‌ي نو در بر مي‌کرده‌اند و اين رسم و راه‌ها هنوز در جشن و آيين نوروزي برجاي مانده است.
نمونه‌اي ديگر از جشن‌هاي اثرگذار در نوروز که سرشتي کيهاني دارد، جشن بهار است؛ يعني جشن آغاز سال نو، خورشيد همواره نزد ايرانيان گرامي و ستوده بوده‌است.
اما درباره‌ي نمادهاي نوروز؟
در اين‌باره هم من به فراخي سخن‌گفته‌ام، اين‌که هرکدام از آن سين‌ها چه کارکرد و گزارش نمادشناختي و باورشناختي دارد، اما براي اين‌که پاسخي به پرسش شما داده‌باشم، هرچند کوتاه، مي‌گويم که اين نمادها، هفت‌سين، همراه با پارهاي ديگر از بايسته‌ها و نشان‌هاي خوان نوروزي همه در پيوند با ستايش روشنايي و خورشيد و به سخني ديگر، نمادها و نشان‌هايي مهري هستند.
نخستين نوشته‌ها درباره‌ي نوروز، در کدام زمان بوده است؟
آن‌چنان که پيش از اين گفتم، نوروز بسيار کهن است؛ اما واژه‌ي نوروز در نوشته‌هاي پهلوي به‌کارگرفته شده‌است و از آن نوشته‌ها به پارسي دري رسيده‌است. نوروز در زبان پهلوي "نوک‌رَوچ"?‌ ‌گفته مي‌شده‌است که با همين ريخت رفته‌است به زبان تازي و "نوک‌روز" شده‌است، اين نام هنگامي که به پارسي رسيده‌است، در ريخت، " نوروز " که به‌معناي روز نو است به‌کار رفته‌است آن‌چنان که در آن بيت شاهنامه نيز چنين ناميده شده‌است. اما در زبان و ادب پارسي، کاربرد نوروز، بازمي‌گردد به نخستين سروده‌هايي که از اين زبان بر‌جاي مانده است. سروده‌هاي سخنوران روزگار ساماني و غزنوي و ادب پارسي، آکنده از ستايش نوروز است. هرچند اين نام شايد فراوان به‌کار برده نشده باشد، اما ديگر ويژگي‌ها و زيبايي‌هاي نوروز به فراواني در سخن پارسي بازتاب يافته‌است. نوروز همراه است با بهار. يکي از بنيادين‌ترين زمينه‌هاي آفرينش هنري در سخن پارسي، بهار است. از اين‌روي به اين شيوه‌ي کنارين، نوروز همواره زمينه‌اي بوده است که سخنوران ايراني در هر روزگار بدان انديشيده‌اند و پرداخته‌اند و در ستايش آن چامه‌ها و سروده‌هاي بسيار دل‌آويز و شاه‌وار و جاودانه سروده‌اند.
نوشته‌هاي زيادي درباره‌ي آيين نوروز به چاپ رسيده‌است. آيا اين نوشته‌ها آن‌چنان که بايد، از بهره‌ي لازم برخوردارند؟
هر کتابي که درباره‌ي نوروز نوشته بشود، در هر پايه و مايه‌اي که باشد از ديد من کاري شايسته و فرخنده است، آن‌هم براي اين‌که به‌گونه‌اي مي‌توان گفت که نوروز برترين نماد و نشانه‌ي فرهنگ ايراني شده‌است، نوروز درفش اين فرهنگ است. اگر بخواهيم در ميانه‌ي نشانه‌ها و هنجار‌هاي گونه‌گون فرهنگ ايران که در شمار نمي‌گنجند يکي را برگزينيم که اين فرهنگ را به‌ياري آن بيش‌تر و بهتر بتوانيم شناخت، آن نشانه از ديد من نوروز است. شما مي‌توانيد بي‌چندوچون بر اين باور باشيد؛ در هر سرزميني که جشن و آيين نوروز برگزار مي‌شود، فرهنگ ايراني تا بدان سرزمين راه برده‌است. ما کشورهايي را مي‌شناسيم که در جغرافياي ايران نبوده‌اند، پارسي‌زبان هم نيستند، اما جشن نوروز به‌گونه‌اي در اين کشورها نمود و بازتاب دارد. از آن‌جا است که مي‌گويم درفش فرهنگ ايران، جشن و آيين نوروزي است. جشن‌هاي ديگر يا ديگر هنجار‌ها و مايه‌ها و ارزش‌هاي فرهنگي ايران نتوانسته‌اند چنين کارکرد گسترده و فرهنگ‌شناختي بيابند. از اين‌روي، هنگامي که ما به نوروز، آيين‌ها، رسم و راه‌ها و رازهاي آن مي‌انديشيم و مي‌پردازيم و درباره‌ي آن‌ها جُستار و کتاب مي‌نويسيم، دست‌کم به شيوه‌اي نماد‌شناختي به فرهنگ ايران پرداخته‌ايم. در اين روزگار که ما بيش از هر زمان ديگر، نياز داريم که فرهنگ ايراني و پيشينه‌ي نياکاني خود را بشناسيم و بشناسانيم، پرداختن به نوروز ارج و ارزشي ديگرسان مي‌تواند داشت. به‌ديگرسخن، فرهنگ و سرزمين ايران را در بسياري از کشورها و فرهنگ‌ها با نوروز مي‌شناسند.
ادامه دارد ...
تنظيم براي تبيان : زهره سميعي
از سایت تبیان
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=116812








قیمت های پایانی سال 1392


گاه خوردنی ها و گاه نوشیدنی های سپیدگاهان
قیمت های به روز شده ی پایانی سال 1392
تغییری در نوشیدنی ها داده نشده است و صرفا مقدار اندکی به خوردنی ها افزوده شده است.
این قیمت ها به تومان می باشد.












نشانی های سپیدگاه



















آگه گاه دست خط 20


عنوان فصل: دوست


تنها یک قاب رفیق منست
قابی سراپا سپیدو
روشن
قابی بی چهره
قابی زیبا تر از لکه های ریخته
قابی سرشار از رفتن و
قابی که جملگی همراه منست
قابی که ازقدرت جاذبه جذاب ترست و
قابی که بی وزن است و
که از قاب خود در رفته ست.
اصغر خوش خلق
92929

سخنی با گاه نشینان سپیدگاه: سلام و درود و ادب، به پیشگاه هم گاهان گاه نشین گرامی و ارجمند
یکی از اتفاقاتی به طور معمول با آن مواجه هستیم هم کاری شما هم گاهان است... در واقع یاری در بهتر شدن، بهتر دیدن، بهتر فهمیدن و بهترین ها و این بهترین ها زمانی شکل می گیرد که همراهی دو سویه باشد. به طور مثال در شماره های قبل بسیار درخواست داشتیم که به موارد ذکر شده نگارش متن و توجه به محتوا برای چاپ در دست خط، اما متاسفانه بیش از پیش دست خط های شما دوستان از خواست ما دور شده است. زیبایی به بیانی زیبا نیاز دارد و اگر بدان بی توجه باشیم موجب بی تفاوتی می شود. به هر حال طبع و حال شنونده، سخنور را به سخنی ارزشمند تر فرا می خواند.
پیشاپیش فصل سپید زمستان را که هم نام ماست گرامی می داریم. 

پیام آمد:
دایر شدن کتابخانه ی گاه نشین سپیدگاه خردمند از روزهای انتهایی پاایز 1392 //// خریداری مجومه آلبوم های موسیقی سنتی و کلاسیک برای نزدیکی به فضایی غنی و سرشار از ادبیات وشعر و ساز و آواز ایرانی //// + هم گاه :نام برنامه ای ست که برای ارائه تخفیف های ویژه به هم گاهان همیشگی در نظر گرفته شده است( برای آگاهی بیشتر با مدیریت گاه نشین سپیدگاه خردمند تماس بگیرید. ////
گاه نشین سپیدگاه رودهن به دلیل مشکلاتی چند تا آگاه نوشتی دیگر (اطلاع ثانوی) تعطیل می باشد. //// 

سپیدگاه انقلاب:خـــیابان انقـــلاب. نـــرســید ه بـــه چـــــهار راه وصــــال. بیــن بانــک کشاورزی و لــوازم التــحریر نـــگارش. پلاک 975 / تلفن:66406212
سپیدگاه خردمند:مــید ان هــفت تیر. خــیابان کـــریمــــخان زنــــد. خــــیابان خــــــرد مند جــــــــــــنوبی. پـــــــلاک 54/ تلفن: 88307706-88832127
سپیدگاه ولیعصر:خـیابان ولـیعصر. بعــد از چـــهار راه زرتشت. نــرســـیده به خـــیابان فاطمی. پـــلاک 1857. طبقه د وم/ تلفن:88922948-88922947 88905838-







آگه گاه دست خط 19 / ویژه ی تابستان 1392


عنوان فصل : دورن

نهایتی ست که در مغز نمی گنجد
عجیب تر از پیچیدگی مغز
فراتر از عقل
فقط آفریننده اش بدان آگاه  است
وآدمی زاد به اندکِ آن  بسنده کرده است
چون دانه ای ست
که در محیط او خواهد شکفت
 و نه در هیچ جای این جهان فانی
دانه ای ست منحصر به خود او و نه دیگری
چه شکوفه ای کوچک باشد
چه علفی هرز
 خواننده و دارنده و داننده هموست.
9271

سخنی با گاه نشینان سپیدگاه: سلام و درود و ادب، به پیشگاه گاه نشینان گرامی و ارجمند
بنا بود پس از پایان ماه رمضان و گذشت تابستان تغییراتی در سپیدگاه داشته باشیم، این مهم تا حدودی انجام پذیرفته است اگر چه کوچک اما در حد توان و ظرف و مقدورات. با این حال تلاش خواهیم کرد تا پایان سال به برخی از مشکلات و کمبودها بپردازم و آنها را از پیش روی برداریم، شاید سپیدگاهی که در رودهن گشایش یافته است دلیلی باشد برای سنگین تر شدن بارمسئولیت و تعهدی که نسبت به حضور شما گاه نشینان گرامی داریم. امید که پروردگارمان یاری گراین انگیزه ی ما باشد.

پیام آمد:

دایر شدن نمایشگاه کوچک در سپیدگاهان: 25 اثر عکس در شاخه های فتوآرت، فاین آرت و کانسپتچوآل آرت از اصغر خوش خلق از 25 مرداد تا پایان سال 1392 //// گشایش سپیدگاه رودهن از یکم مهرماه سال جاری در منطقه ی رودهن که دوستاران می توانند به نشانی زیر مراجعه نمایند //// یکپارچه کردن فضای سپیدگاهان از مرداد 1392////




نمایشگاه عکس کوچک


معرفی نمایشگاه عکس کوچک در سپیدگاهان

زمان:

از 25 مرداد تا پایان سال 1392

نشانی:

سپي دگاه رودهن :
رودهن، خيابان مطهرى ، روبه روى دانشگاه آزاد
76511134 - تلفن: 76511154
سپي دگاه انقلاب :
خيابان انقلاب.ن رسيد هب ه چهار راه وصال.ب ينب انك
كشاورزى و لوازم التحرير نگارش. پلاك 975
تلفن: 66406212
سپي دگاه خرد مند :
ميدان هفت تير. خيابان كريمخان زند.
خيابان خرد مند جنوبى. پلاك 54
88307706- تلفن: 88832127
سپي دگاه وليعصر:
خيابان وليعصر.ب عدا ز چهار راه زرتشت.ن رسيد ه
به خيابان فاطمى. پلاك 1857 . طبقه دوم
88905838-88922948- تلفن: 88922947

sepidgaah@gmail.com سامانه پيامكى سپيدگاه: 3000990003






گاه برگ سپیدگاه رودهن ...


سپيدگاه رودهن :
رودهن، خيابان مطهرى ، روبه روى دانشگاه آزاد

تلفن:

76511134 - 76511154



نمایش گاه کوچک عکس در سپیدگاه


آخرین پیام آمد: تغییر فضای دیداری سپیدگاهان. نمایش گاه دائمی با آثاری از اصغر خوش خلق در سپیدگاهان
 با 25اثر...

زمان: از 25 مرداد تا پایان سال1392


سپیدگاه انقلاب :
خیابان انقلاب. نـرسید   ه به چـهار راه وصال .بین بانک کشاورزی و لوازم التحریر نگارش. پلاک 975
تلفن:66406212

سپید گاه خرد مند:
مـید ان هــفت تیر. خـــیابان کریمــخــــــان زند.خیابان خـرد مــــند جـــــنوبی. پــــلاک 54
تلفن: 88307706-88832127

خـیابان ولیعــصر .بـعد از چهـار راه زرتشـت.نرسـید ه به خیابان فاطــمی. پـلاک 1857. طبقه د وم
تلفن:88922948-88922947- 88905838

سپیدگاه رودهن:

روبه روی درب اصلی دانشگاه آزاد رودهن

تلفن:











افطار در سپیدگاه بعد از اذان مغرب در ماه مبارک رمضان

گاه فروش سپیدگاهان / از ابتدای ماه رمضان1392


با عرض پوزش قیمت پیتزا مخصوص 13000 تومان می باشد که اشتباه درج شده است.






mushroom pizza / Bacan and olive pizza / Salami and mushroom pizza / Mexican pizza / Pepperoni pizza / Vegetable pizza /
Burger: Hamburger / Cheese burger / Double burger / Double cheese burger / Royal burger / Mushroom burger /
Cool Sandwichs: Sepidgah special / Meat salamy / Chicken salamy
Hot Sandwichs: Sepidgah special / Barbecued ham / Barbecued chicken / Barbecued ham+mushroom / Barbecued chicken+mushroom / Hot dog / Hot dog and cheese / Hot dog and cheese+mushroom /  Hot royal.Roasted chicken / Steak /
other food: 2 slice of fried chicken / 3 slice of fried chicken / Steak+French fries / Chines chicken+French fries /
starter : Chips and cheese / Potatoes and cheese / French frize / Fried mushroom / Sepidgah special salad / Season salad / Cabbage salad / beverages
... /

همچنین برای هماهنگی و رزرو باشماره تلفن های سپیدگاهان تماس حاصل کنید:

سپیدگاه انقلاب :
خیابان انقلاب. نـرسید   ه به چـهار راه وصال .بین بانک کشاورزی و لوازم التحریر نگارش. پلاک 975
تلفن:66406212

سپید گاه خرد مند:
مـید ان هــفت تیر. خـــیابان کریمــخــــــان زند.خیابان خـرد مــــند جـــــنوبی. پــــلاک 54
تلفن: 88307706-88832127

خـیابان ولیعــصر .بـعد از چهـار راه زرتشـت.نرسـید ه به خیابان فاطــمی. پـلاک 1857. طبقه د وم
تلفن:88922948-88922947- 88905838

تلفن پیآمد های سوال برانگیز(نقد و نظر):
09329478782

سامانه پیامکی سپیدگاه:30009900038842

http://sepidosiahkafe.blogfa.com

sepidgaah@gmail.com

برگه ی گروه ادب و هنر سپیدگاه

برگه ی گروه ادب و هنر سپیدگاه

https://www.facebook.com/groups/sepidgaahart/





سامانه ی پیامکی سپیدگاه : آگاهی پیامکی گاه نشینان


با فرستادن یک پیامک بدون متن  به این شماره از گاه نشینان پیامکی سپیدگاه باشید 


آگه گاه دست خط 18 به زودی در سپیدگاهان / عنوان سرگردانی


سرگر دانی
سر اگر دانی؟
که سر بر می گردانی
جای  لیوان و نی
قیف است و قی...
سرگردانی
شناخت وتوصیف ندانستنی ست
که بی رنگ وعاری از ساختنی ست
سرگردانی
برگردان لغت هجوی ست که مردنی ست
نه از دانایی افزون شده
و نه از نادنی بی تاب شده
بلکه از آمیزش تندی و کندی ست
گاه سرگردانی ظرافت درک دانشمندی ست
که نمی داند نهایت فکری که ساخته، آدم دارد
یا که به انشای کودکی که برخواسته تبسم می دهد
سرگردانی
گردنه ی پر پیچ و تابی ست
که حیران زدگان بندباز جهان را
روزگاری به طعنه ی سهمگینی بیدار خواهد کرد.
اصغر خوش خلق9246


سخنی با گاه نشینان سپیدگاه: سلام و درود و ادب، به پیشگاه گاه نشینان گرامی و ارجمند
آگه گاه دست خط بهار 92، با شماره 18 به چاپ رسید. بنا به سلسه موضوعاتی که از شماره 4 تا 17 دست خط ( کافه نامه ) داشتیم و نظم و نظام مندی موضوعی و تسلسل و ریتم آن مورد توجه بوده است و هم چنین ضعف و کاستی هایی که بعد از شماره 17 وجود داشت چه نظر کمی و چه از نظر کیفی ، این مهم تشدید شد.
امید که این اتفاق روزنه ای باشد برای تداوم آنچه مطلوب و معلومِ اندیشه ی شما گاه اندیشان گرامی و فرهیخته است.

پیام آمد:
17 شماره ی دست خط سپیدگاه در یک نگاه : عنوان نسخه ای با فرمت PDF  است که در اختیار دوستان گاه نشین قرار گرفته است. برای دست یابی به این نسخه و باربردای( دانلود) آن کافی ست به بلاگ سپیدگاه مراجعه کنید/// به امید پروردگار، پس از پایان ماه مبارک رمضان،تغییراتی در فضای دیداری سپیدگاهان خواهیم داشت /// بنا به گفتگوهای انجام شده پایگاه جدید اینترنتی سپیدگاه به زودی به بهره برداری خواهد رسید /// و چند اتفاق دیگر که در جریان نیمه ی دوم سال
1392 انجام خواهد پذیرفت که بعد از مرحله نهایی شدن و اجرایی آنها به آگاهی شما خواهد رسید.




 


هفده شماره دست خط سپیدگاه در یک نگاه



با کلیک( دست بر) روی این پیوند می توانید دانلود ( باربرداری) کنید.

بازگشت نامه / پیام آمد:


آفریدگار ادب را بنام


پیام آمد:
دست خط 18 بر اساس شکل و محتوای 17 دست خط پیش از آن به زودی به طبع و نشر خواهد رسید.
بر اساس گفت و گوهای انجام شده تا پایان ماه رمضان فضای سپیدگاهان تغییر محسوسی خواهد داشت.
سپیدگاه رودهن ( سپیدگاه 4) به زودی فعالیت خود در این منطقه آغاز خواهد کرد.
از گاه اندیشان و گاه نشینان گرامی درخواست می شود برای حضور و شرکت در بخش کلید نوشته های دست خط، متن های خود در بخش دیدگاه همین پست، ارسال نمایند.

سلام و ادب خدمت گاه نشین گرامی سپیدگاه

پس از یک سال و پس از گفتگو های انجام شده با مدیریت سپیدگاه، بازگشتم. امیدوارم مسیری که طی هشت سال گذشته با کافه سپیدوسیاه آغاز شده بود و به سپیدگاه رسید،دوباره تازه گردد.

امیدوارم از فضای بدون وزن و هارمونی یک ساله ی سپیدگاهان در آئیم.

اصغر خوش خلق

با سپاس
گروه ادب و هنر سپیدگاه


----


آخرین پیام آمد و ختم کلام

بنام بخشایشگر مهربان

شکر خدایی را که هر آنچه هست و نیست، غیر خواست و اراده ی او نیست...

سلام و ادب خدمت بازدید کننده ی گرامی

قابل توجه شما که این حقیر ( طراح و ایده پرداز و مدیریت سابق گروه ادب و هنر سپیدگاه ) از روزهای انتهایی بهار 1391 با این مجموعه بدرود گفته است و وظیفه ای بود تا این موضوع را خدمت شما دوستان اعلام دارم.

به همین دلیل این بلاگ نیز به فعالیت خود پایان داده و دوستانی که نیاز به ارتباط کاری ( مشاوره تبلیغاتی یا در حوزه ی طراحی گرافیک و عکاسی و تصویرسازی ) با این حقیر دارند از این پس به بلاگ شخصی این حقیر مراجعه کنند.

شکر و حمد و ثنای پروردگاری را که در این سال ها به این حقیر لطف خدمت فرمود و به من لیاقت و توان داد تا در خدمت شما باشم.


پیرمردی که پهن سفره ای بی ریا نشسته است




روزگاری پیش،شاید نزدیک به یک دهه ی پیش (سال 1383 یا 84) در خیابان انقلاب تهران، جز یک یا دو کافه پیدا نمی شد که سیل انبوه دانشجویان و رهگذرانی که بیشتر از قشر فرهنگی جامعه هستند و برای خرید کتاب در این محدوده ی تهران تردد دارند را به یک استراحت کوتاه و نوشیدن چای یا قهوه دعوت کند.

یکی از این کافه ها، کافه سپیدوسیاه بود که کنار سینما سپیده سکنی گزیده بود و جای نشستنی بود برای رفع خستگی از پیاده روی های بسیار و جستجوی کتاب، رفت و آمد بینابین دانشگاه و خانه...که بعد از بوجود آمدن یک سری از اتفاقات ناخواسته، هم نام و هم جای خود را کمی تغییر داد وبه نام سپیدگاه تا این روزها همچنان ادامه می دهد و مخاطبین خود را داردکه به گاه نشین شهرت دارند و به گاه اندیشی می پردازند. یعنی در زمان حضور خود در سپیدگاه به اتلاف وقت نمی گذرانند و نوشتن شعر و متن ادبی در راستای مفهوم انسانی آن از اموریست که بدان پرداخته می شود.
زیر شیشه ی میز سپیدگاهان مملو از دست نوشته هایی ست که بیشتر از زرق و برق فنجان و لیوان و محتویات آن به چشم می آید و گویی چهل وصله ای از شعر و داشتان و یادگاری و جملات اقتباسی و ... است.
مجموعه ای که خیال غربت زدگی فرنگی و نمایش یک اتمسفر برون مرزی را ندارد و تخیل زیبایی شناختی درونی در ذهن دوستاران سپیدگاه به بازی کلمات روی صحنه ی کاغذ می نشیند.
پیرمردی که پهن  سفره ا ی بی ریا  نشسته است و نیم نگاهی مهربانانه و فیلسوفانه به ما دارد و چکمه و نایلون نون و کتری و قابلمه و یک لقمه در نیمه راه، این همان نشانی ست که بسیاری سپیدگاه را با آن باز می شناسند.



دلمان می خواهد دورترین سادگی ها را بیابیم، شعاری بود که از همان روزهای آغازین سپیدوسیاه با مجموعه همراه بوده است و اکنون نیز سپیدگاه با بهره گیری از همین شعار معنوی تلاش دارد تا محیطی ساده و آرام را در کنار گاه نشینان خود تداوم بخشد.
یکی از برنامه های پایدار مجموعه ی سپیدگاه در کنار تولید محصولات غذایی و کافه (گاه)، همراه کردن دوستان گاه نشین و گرایش دادن آنها به مقوله ی فرهنگ سازی مطالعه و نگارش در این محیط است که تا کنون منجر به طبع و نشر آگه گاه دست خط(فصل نامه یا بولتن داخلی فصلی) شده است که به صورت فصلی از نگارش های ارزشمند ادبی گاه نشینان چاپ  شده و توزیع رایگان می شود و البته به زودی شاهد نمایش آثار هنرهای تجسمی در سپیدگاه خردمند خواهیم بود. 
گسترش کتابخانه و به روز رسانی آن ، توجه به امر دنیای مجازی(wireless internet) و جنبه های علمی ، فرهنگی و انسانی دیگر از برنامه های فعلی این مجموعه می باشد که با تلاش مدیران این مجموعه و با استعانت از پروردگار یکتا این راه ادامه خواهد داشت و پربار تر از پیش به این روند ادامه خواهد داد.
امید و ایمان به ارزش ها ، اصول انسانی و اندیشه ها ی مقدس پایدار از خصائصی ست که مدیران این مجموعه به آن باور کامل دارند و قدم های بعدی همگی با توجه همین امر میسر می شود.
سپید گاه انقلاب :خیابان انقلاب. نـرسید ه به چـهار راه وصال. بین بانک کشاورزی و لوازم التحریر نگارش. پلاک ۹۷۵ تلفن:۶۶۴۰۶۲۱۲
سپید گاه خرد مند :مـید ان هــفت تیر. خـــیابان کریمخــــــان زند. خیابان خـرد مند جـــــنوبی. پــــلاک ۵۴ تلفن: ۸۸۳۰۷۷۰۶-۸۸۸۳۲۱۲۷
سپید گاه ولیعصر:خـیابان ولیعصر. بـعد از چهـار راه زرتشت. نرسـید ه به خیابان فاطــمی. پـلاک ۱۸۵۷٫ طبقه د وم تلفن:۸۸۹۲۲۹۴۸- ۸۸۹۲۲۹۴۷ -۸۸۹۰۵۸۳۸
http://www.sepidgaah.com/gaahnevesht

آگه گاه دست خط ۱۷ از ابتدای تابستان ۱۳۹۱

آگه گاه دست خط، همان کافه نامه ی سابق است که بر اساس نگاهی فرهنگی و ادبی در هر فصل منتشر می شود. عنوان ها یا نام واره های هر فصل، بر گرفته از دست نوشته ی گاه نشینانی ست که متن خود را زیر شیشه ی میز سپیدگاهان قرار می دهند.کردار و اخلاق ، پندار و گفتار نیک و اصول زیبا اندیشی انسانی و عقلانی ، نگاه دینی و زیبایی شناسی دینی و اسلامی ، خلاقیت و نو نگاری در نگارش و … از مفاهیم و مضامینی هستند که در آگه گاه دست خط، مورد توجه هستند. امید که با نگاهی جامعه شناسانه به فرهنگ گاه نشینی و گاه نویسی ، بازتابی از یک جمع نشینی ایرانی و غنی انسان مدارانه داشته باشیم.
این خواسته برآورده نخواهد شد مگر به لطف و برکت پروردگار بخشاینده و مهربان. به امید او …



بیاندیش
به اشارتی
درنهایت هر شاه صدم ثانیه ای ...
چه انگیزه ای ست بهت آور 
که پیش از اندیشه ی تک تکانک پلک
نا جنبنده ای نیست به ملک و سلک...
نیست فرصت بی معنی بودن و
جرات رجزخواندن به غیب
این قانون زنده ی نشانه هاست.
این گونه بوده ست و باید بوده ست
 وزان روز نخست
کززبان نشانه هاست، کارام هرگز ننشسته ست...
وانچه تاویل شد بدو، همان اولین شهریار
وانچه تدبیر شد تاکنون و آن کنون و هرکنون ،زین عیار
وین حلقه ی مه کشان و که کشان
راز و رمز نشانه هاست
دانش باید هر نشان
و سعادتی که در بیراهه ها
کزان روز نخست گم شده است و
انسانی که هنوز خسبیده است.

91323 اصغر خوش خلق

کلید نوشته های دست خط
این بخش اختصاص دارد به متون ارسالی به بخش گاه نوشت سپیدگاه ( سایت سپیدگاه www.sepidgaah.com  )

فریماه در فروردین 16, 1391 در 8:08 ق.ظ گاه نوشت :
یکی از نیار های اساسی هر انسانی
اینه که یه کسی تو زندگیش باشه که وقتی از همه چی نا امیده دستشو بگیره و بهش بگه:
-تو چشام نگا کن
میگم نگاه کن!
هر چی که هس با هم حلش میکنیم
مرگ چاره نداره
تو فقط غصه نخور
پاسخ  محمد در فروردین 27, 1391 در 2:14 ب.ظ گاه نوشت :
هر کسی که تو زندگی باشه یه روز نخواهد بود.
مهم نیست که قفلها دسته کیه مهم اینه که کلیدها دست خداست!
***
فریماه در فروردین 16, 1391 در 8:10 ق.ظ گاه نوشت :
همیشه تو زندگیت جسارت یک جدایی عاشقانه رو داشته باش تا حقارت به هر قیمتی نگه داشتن رو به دوش نکشی !!!
پاسخ محمد در فروردین 27, 1391 در 2:16 ب.ظ گفت:
 هیچ میدونستی برای اینکه عاشق باشی باید حقیر بشی؟!
پاسخ فریماه در اردیبهشت 2, 1391 در 5:59 ب.ظ گاه نوشت :
 همیشه این طور نیست و وقتایی هم که هست به این مفهوم نیست
***
سیاوش در فروردین 17, 1391 در 11:40 ق.ظ گاه نوشت :
وقتی نشستم روی صندلی -پشت پنجره- پشتم یخ کرد، اینجا -توی راهرو- هوا از داخل سردتره، ولی خب از بیرون گرم تره… اینجا فقط یه صندلی هست، واسه فقط یه نفر…
اون بیرون یه کلاغ کز کرده بالای درخت، تو فکرم که کلاغ دیگه واسه چی کز میکنه؟… عاشق شده؟…
لیوان چای جلوی شیشه هنوز گرمه… اینجا هیچکس نیست، فقط آدمهایی که از دو متریم رد میشن، قیافه بعضیهاشون برام آشناست… بعضیهام نه…
آهان یه نفر دیگه هم هست… اونکه پشت دوربین نشسته داره ما -من و صندلی و لیوان چای- رو نگاه میکنه…
این زمستون لعنتی انگار نمیخواد تموم شه… امروز گل فروش، روبروی سینما آزادی، دوباره کم محلم کرد، انگار گل فروش ما -من و تو- رو با هم دوست داره… یه صدایی میاد… صدای کفش زنونه… اینجا عجیب ساکته… صدای تو نیست… میدونم از کفش زنونه خوشت نمیاد… یادته؟ با صدای کفشات چقدر خندیدیم؟ دیگه نپوشیدی… میگفتی میخوام آروم بیام و بی صدا برم…
ولی صبر کن… انگار خودت بودی… آخه صدا ریتم رفتن میزد… برام آشناست این ریتم… حتی در رو هم بست… دوباره ساکت شد… اِ… کلاغ رفته… بدون اینکه بگه چرا کز کرده بود… لیوان رو برداشتم…
هه… یاد تو افتادم… چای سرد شده… چای سرد شده انگار تلختره… مثل نبودنت…
***
آرزو در فروردین 19, 1391 در 5:54 ق.ظ گاه نوشت :
منطق, پیرمرد فلجی ست چمباتمه زده پشت درب خاطره ها
***
آرزو در فروردین 23, 1391 در 11:33 ق.ظ گاه نوشت :
لازم نیست عاشق باشی تا دنیا رو زیبا ببینی,کافیه بهار باشه و تو … خدا رو ببینی
***
محمد در فروردین 27, 1391 در 1:45 ب.ظ گاه نوشت:
نشستن گاهی بر سپیدی در کمال سپیدی
***
محمد در فروردین 27, 1391 در 1:51 ب.ظ گاه نوشت:
امروز برایت اینگونه دعا کردم:خدایا! بجز خودت به دیگری واگذارش نکن
 تویی پروردگار او
پس قرار ده بی نیازی در نفسش ! یقین در دلش! اخلاص در کردارش! روشنی در دیده اش!
بصیرت در قلبش! و روزی پر برکت در زندگیش / آمین
پاسخ فریماه در اردیبهشت 2, 1391 در 6:00 ب.ظ گاه نوشت : آمین
***
somayeh در اردیبهشت 1, 1391 در 6:01 ق.ظ گاه نوشت :
آنقدر آرام رفتی که احساس نکردم رفتنت را و عادت کردم به نبودنت بی آنکه بفهمم نیستی!
سرمایت عاشقانه هایم را منجمد کرد و بلوغت ناپختگی ام را به سخره گرفت و دیدم دارم بالغ می شوم!
بی صدا…صامت…بدون جشن و شمع!
صادقانه گرمای ظهرهای تابستان و سرمای استخوان سوز زمستان را پیمودم تا به تو بگویم:
بایست… من هم قد تو شده ام…!
اما دیر فهمیدم که تو قد کشیدنم را دوست نداشتی!
بی ریایی کودکیم تو را جذب کرده بود…
و اکنون …تو رفتی…. آنقدر آرام رفتی که احساس نکردم رفتنت را و عادت کردم به نبودنت بی آنکه بفهمم نیستی!
***
مائده در اردیبهشت 29, 1391 در 9:24 ب.ظ گاه نوشت :
می گویند چشم دریچه قلب است
پس عجب مدار که اینچنین از سر شوق می گریم
می خواهم برای آمدنت به قلبم خانه را آب و جارو کنم
مائده در اردیبهشت 29, 1391 در 9:34 ب.ظ گفت:
اینجا حیاط خلوت پروانه هاست،جاییکه حیاتم خلوت است ،اینجا افکار من از پیله ی سرم پر می گیرند،
اینجا خلوت دنج من و کاغذ و خودکار و فنجان قهوه است! هیس!
***
علیرضا شاپوری در اردیبهشت 30, 1391 در 11:13 ق.ظ گاه نوشت :
شبه به این سیاهی و ماهه به این روشنایی … گویا به هم دوخته شده اند…
چه حکایتی ست ..قانون نانوشته جاذبه ی نداشته ها…
قانون نوشته جاذبه هم دروغی ست
که توانش حتی به کشیدن نگاهم از تو نمیرسد.


سخنی با گاه نشینان سپیدگاه: سلام و درود و ادب، به پیشگاه گاه نشینان گرامی و ارجمند سپیدگاه که با حضور و اندیشه نگاری خود، همواره ما را در این سال هایی که گذشت، پیوسته همراه و همراز خود پنداشته اند و هم اکنون نیز ما را همچنان همراهند. چنین که بگذشت و این گونه می گذرد قصد کردیم که از بابت تمامی کمبودها و کاستی هامان از شما طلب بخشایش کنیم. اگر چه میزبانی به رسم دیرینه ی ایرانیان، کاری بس پرارج بوده است، اما برخی اوقات ما شرمنده ی دوستان مهمان خود بودیم که امیدواریم به زودی با کمک و یاری پرودگار این مشکلات برطرف شود.

پیام آمد: فروش دفترچه ی ویژه ی گاه نشینی سپیدگاه که با همت و همکاری ( حامی ) شرکت چاپ و بسته بندی پاپیروس انجام پذیرفته است در سپیدگاهان///// تغییر فضای داخلی سپیدگاه خردمند با عملکرد نمایش آثار هنرهای تجسمی دوستان گاه نشین به زودی در این  سپیدگاه  ///// گاه نشینان گرامی و ارجمند سپیدگاه جهت ثبت نام در سامانه ی پیامکی سپیدگاه با حضور در سپیدگاهان و درخواست ثبت نام و ارائه ی شماره ی همراه خود  ویا ارسال پیامک به شماره ی 30009900038842 می توانند از پشتیانی پیامکی این سامانه بهره مند شوند.






پس نویسه ها